داستان عاشقانه دردناک بین یه جنگجوی قدرتمند به اسم وانگچوان فوگوی که بهش میگفتن سلاح نهایی و یه روح کوچیک و گمنام به اسم چینگ تونگ.عشقشون انقدر پر درد بود که انگار هزار تا تیر تو دل فرو رفته
وانگچوان فوگوی پسر وانگچوان هونگیه و دونگفانگ هوایجو ـه و قویترین آدم تو خاندان وانگچوان حساب میشه. از بچگی بهعنوان سرباز دائویی بزرگش کردن و عملاً هیچوقت آزادی نداشته.
چینگتونگ اولش یه جاسوس بود که بانو سمّی فرستاده بود تا اطلاعات خانوادهی وانگچوان رو دربیاره، ولی با کمک فوگویی دوباره آزاد میشه. کمکم رابطهشون نزدیکتر میشه و این باعث میشه فوگویی دوباره دلش بخواد برای آزادی و یه دنیای آروم بجنگه.
داستان عاشقانه دردناک بین یه جنگجوی قدرتمند به اسم وانگچوان فوگوی که بهش میگفتن سلاح نهایی و یه روح کوچیک و گمنام به اسم چینگ تونگ.عشقشون انقدر پر درد بود که انگار هزار تا تیر تو دل فرو رفته
وانگچوان فوگوی پسر وانگچوان هونگیه و دونگفانگ هوایجو ـه و قویترین آدم تو خاندان وانگچوان حساب میشه. از بچگی بهعنوان سرباز دائویی بزرگش کردن و عملاً هیچوقت آزادی نداشته.
چینگتونگ اولش یه جاسوس بود که بانو سمّی فرستاده بود تا اطلاعات خانوادهی وانگچوان رو دربیاره، ولی با کمک فوگویی دوباره آزاد میشه. کمکم رابطهشون نزدیکتر میشه و این باعث میشه فوگویی دوباره دلش بخواد برای آزادی و یه دنیای آروم بجنگه.